نام پدر: رجب
تاریخ تولد: 2-9-1340 شمسی
محل تولد: مهدی اباد-تربت جام
بسیجی-متاهل
خدمه توپ
تاریخ شهادت : 4-11-1365 شمسی
محل شهادت:شلمچه-کربلای5
گلزار شهدا: مهدی اباد 
خراسان رضوی - تربت جام
دوم آذر1340، در روستای مهدی‌آباد از توابع شهرستان تربت‌جام به دنیا آمد. پدرش رجب، کشاورز بود و مادرش زهرا نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. او نیز کشاورز بود. سال 1362 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد.

بسمه تعالى‏حمد و ستایش شایسته خداى مهربانى است که انسان را آفرید و انبیاء و اولیاء را هدایت بندگان خود گردانید و درود و سلام بر خاتم انبیاء و وصى او على مرتضى و خاندان او که پیشوایان هدایت و سالار و سرور بشریتند بنام خدا و بنام پیامبر گرامى‌اش و بنام خاندان گرامى پیامبر وصیت نامه ام را شروع مى کنم براى این منظور به جبهه آمده ام که تا آنجا که مى توانم در راه اسلام عزیز فداکارى کنم و بر علیه دشمنان مکتب اسلام بجنگم و خداى را شکر و سپاس که به من توفیق حضور در جبهه را عطا فرمود من اگر تنم بر خاک افتد خون جراحت به بدنم هزاران شکوفه زند گامهایم همه از راه خسته شوند اگر غلط بر خاک و سنگ قتلگاه زنم و از درد جراحت چشم برهم نهم دائم زیر مشت و لگدهاى کثیفان از درد برخود پیچم داغ حسرت یک آه را بردلشان خواهم گذاشت چونکه در مکتبم اسلام مردن در خون یک افتخار است مردن بدون آه مردن با لبى خندان این قانون اسلام است و تنها شما مزدوران باید شاهد مرگم باشید و اگر صدائى از من شنیده شود آن بانگ الله اکبر است که اندامتان را خواهد لرزاند.

مادیر گاهى است که با الله پیمان بسته ایم. دیرگاهى است که عاشقانه سر به تیغ شما سائیده ایم سالها است که بى پروا مرگ را آغوش گشوده ایم و اگر خونم را ریزى بر خاک و سنگ کشوراسلامیم پیمان جاودانه عشق را ثبت خواهم کرد و در دفتر ایام زمان این شهادت را با حماسه مى آمیزم در زمانیکه همه طاغوتیان و جباران که دستشان تا مرفق به خون مستضعفان آلوده است و کمر به نابودى اسلام بسته اند و قصد نابودى انقلاب خونبار حسینیان را در سر دارند من نیز به مسئولیت شرعیم وظیفه خود دانستم که در این نبرد شرکت نمایم که در این راه پیروزى و شهادت هر دو رستگارى و شهادت است و شکر خدا یرا که به من سعادت جنگیدن در راهش را عطا فرمود برادران و خواهران امروز روزیست که بر همه شما حجت تمام شده و هیچ عذرى ندارید اگر کوتاهى کنید به رو سیاهى ابدى گرفتار خواهید شد این زندگى زودگذر دنیا ارزشى ندارد که بواسطه آن زندگى ابدى آخرت را خراب کنید

من مى روم ولى به شما برادران خواهران ، پدران و مادران عموما تأکید مى کنم اگر مى خواهید رستگار باشید بر شما باد به ولایت فقیه معتقد به ولایت فقیه باشید و بدانید خط ولایت فقیه ، در این زمان همان خط على علیه السلام در عید غدیر خم مى باشد و خطهاى دیگر همان خطهاى انحرافى آن زمان است

و اما نکته اى به پدر عزیزم پدرجان سلام از مرگ فرزندت محمد حسین نگران نباشید چون جایى نرفتم که باید نروم جائى رفتم که باید مى رفتم اما چه بهتر که عاشقانه برویم در راه خدا جهاد و شهادت چه خوش است که جاى هیچگونه نگرانى را ندارد.

و همچنین مادر مهربانم و بهتر از جانم دلسوزم اگر مادر ناراحتى از من داشتى باید ببخشید و من مى دانم که حق مادرى را که مادرى دلسوز براى من بودى من فرزند خوبى براى شما نبودم و امیدوارم با آن بزرگوارى خودتان من را ببخشید که انشا ءالله مى رویم که راه کربلاى حسینى باز شود براى مادران دلسوز خانواده هاى معظم شهداء .

و یک پیامى هم به همسرم دارم که اگر از من ناراحتى دیده اید باید ببخشید و مادرم نباید از شما ناراحت شود و براى همدیگر ناراحتى ایجاد نکنید و هیچ وقت از مرگ من غمگین نباشید بلکه خوشحال باشید.

و نکته اى هم به برادر عزیزم آقاى حسین رجبى عرض کنم که برادر جان اگر چنانچه از من ناراحتى دیده اید با آن بزرگوارى خودتان حلالم کنید و وصى من نماینده من شما برادر عادل هستید که تا آنچه که در توان دارید ناراحتى براى مادر عزیزم و همسر مهربانم ایجاد نکنید باید آنطورى کار بکنید که رضاى خدا در آن باشد در خاتمه از تمام خواهرانم مریم صدیقه کبرا فاطمه جان خداحافظى مى کنم حلال بودى مى طلبم همچنین از آقا میرزاهاى عزیزم آقاى اکبر غلامى امیر آقاى حسینى داوطلب تمام دوستان و خویشان حلال بودى مى طلبم و خدا حافظى مى کنم چنانچه اگر شهادت نصیبم شد من را به کنار مزار برادرم على اصغر جان دفنم کنید.

منبع: پرونده فرهنگی شهداء اداره هنری اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امورایثارگران خراسان رضوی